«وقت‌های زیادی خیال کرده‌ام از حجم غصه‌ای که پشت قفسهٔ سینه‌ام محکم‌تر و پرآشوب‌تر از قلبم می‌کوبد، خواهم مُرد!
ولی هیچوقت نمرده‌ام و هربار که سینه‌ام برای غم‌های بزرگتر، فراخ‌تر شد، یک صدا کنار گوشم زمزمه کرد:
أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَك؟»

چه نزدیک است
جان تو به جانم...

♥️🍃♥️🍃♥️🍃