وقت های زیادی خیال کرده ام...
«وقتهای زیادی خیال کردهام از حجم غصهای که پشت قفسهٔ سینهام محکمتر و پرآشوبتر از قلبم میکوبد، خواهم مُرد!
ولی هیچوقت نمردهام و هربار که سینهام برای غمهای بزرگتر، فراختر شد، یک صدا کنار گوشم زمزمه کرد:
أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَك؟»
چه نزدیک است
جان تو به جانم...
♥️🍃♥️🍃♥️🍃
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۷ خرداد ۱۴۰۵ ساعت 0:49 توسط ساغر
|