روتو کم کن دیگه تحفه هم که نیستی به خدا...

عاشق آدمای اشتباه نشین.

آدمای اشتباه ؛

انرژی، وقت، فرصت، زندگی و همه چی شما را میگیرن.

دل بِکَنید.

بابا بیخیال...

پ.ن:

سالها پیش من و دوستام داشتیم کنسرت رضا صادقی را تماشا میکردیم، یهو آهنگ رسید به اینجا که:

روتو کم کن دیگه تحفه هم که نیستی به خدا...

که یدفعه صدای جوونهای حاضر در سالن میره رو هوا، رضا صادقی برمیگرده میگه :

آخ!

چقد دلِ پُر هست!

و بعد ادامه ی آهنگو میخونه...

ولی اوج آهنگ اینجا بود که خوند:

راستشو بخوای دیگه خسته شدم رک بگمت

به دلم نشسته بودی گندیدی بریدمت

رهایت نمی کنم...

رهایت نمی‌کنم، مگر آنکه
مرا از قصد گم کنی!

یافت می نشود...

نشستم روی مبل، روزنامه روی میزه نگاهم میفته به یه تیتر اون نظرمو جلب میکنه، موضوع تیتر اینه:

گردو را دریابید.

بعد در ذیل آن خواص و فواید گردو را برشمرده و توضیح داده...

پ.ن:

۱_ آقا! ما می‌خواهیم گردو را دریابیم ولی مگه گردو یابیده میشه با این قیمت‌ها! 🤪

یعنی در واقع ما میخواهیم گردو را دریابیم ولی گردو ما را در نمیابه.😉

۲_ الان ما داریم آخرین ذخایر گردوی پارسال که برای مصرف سالمون گرفته بودیم را استفاده میکنیم تا چند روز دیگه رو به اتمام هست.

با این قیمت های سرسام آور، قیمت گردو امسال ، خدا میدونه چند خواهد شد؟!

یادم به این شعر اومد که:( البته ببخشید که ربطی به این موضوع ذکر شده بالا نداره ها)

گفتند یافت می نشود جسته ایم ما

گفت: آنکه یافت می نشود آنم آرزوست....

عقل و دل...

اینکه میگن مغز فرماندس درسته؛

ولی دلی که تنگ شده همون سربازیه که

میزنه تو گوش فرمانده.

و خداوند برای قلب های بیقرار حسین(ع) را آفرید...

شب داشتیم از کلاس برمیگشتیم رفتیم سوار ماشین بشیم دیدم کنار یه بوستان همونجا موکب زدند، فرش کرده بودند؛ صندلی چیده بودند، لیوان‌های دسته دار تمیز با شاخه نبات چیده شده بود رومیز، دخترم گفت: مامان چای بخوریم، گفتم: هنوز که فک نکنم چای آماده باشه آخه داشتند چای دم می‌کردند و هنوز مراسم شروع نشده بود... خواستیم بریم که همون لحظه یکی از جوانهای هیات دیدم اومد شروع کرد به چای ریختن... خواستم بگم اولین لیوان چای امام حسین در اولین شب محرم تو اون موکب را ما خوردیم.


گرچه در چای عزای تو شکر ریخته اند
ما نمک گير تو هستيم اباعبــداللہ...

و بعد که مراسم شروع شد... نشستیم برای مراسم عزاداری...گریه کردم اما حالم خوب شد:

( اصلا حسین جنس غمش فرق میکند)

واقعا تا شب اول محرم نیاید،
آدم یادش نمی آید
دلش چقدر مرده است.

پ.ن:

_ عکس از اون موکب برای یادگاری گرفتم

#شب اول محرم ۱۴۰۵

اشتباه...

یه اشتباهی کردم مث خر تو گل گیر کردم.

حوصله ندارم....

فعلا گوشی بره کنار که حوصله ی اونهم ندارم...😐

پ.ن:

_ ببینم میتونم زمان استفاده از گوشی را کم کنم، حالم داره ازش بهم میخوره فعلا.😬

_ شب دیر بخوابی، صبح با صدای کوبیدن دیوار همسایه و سروصدا از خواب پابشی( نمیدونم تعمیرات دارن؟! ) ، حالت هم خوب نباشه، خبرهای خوبی هم که نمیشنویم اینروزها...

_لازمه یادآوری کنم که داشته هاتون را شکر کنید: خدایا شکرت که خونه داریم که همسایه مون سروصدا کنه ما را از خواب بیدار کنه‌.😉

شبتون بخیر و در پناه خدای مهربون...

یادمون باشه که؛

خدا حواسش به چیایی که از دلمون میگذره خیلی هست...

شبتون بخیر و در پتاه خدای مهربون...

شیشه ی عقب ماشینی نوشته بود:

زندگی از ۱۲ شب به بعد وارد جزئیات میشه.

پ.ن:

۱_ وقتی که می‌خواهی بخوابی و دراز میکشی رو تخت و هزار تا فکر و خیال هجوم میاره به مغزت...

شاید برای فرار از واقعیت پناه میبری به رویا...

فقط شانست بگیره از خستگی بیهوش بشی.

۲_ شب همه ی ما خسته ایم، ترسیده ایم، دردمندیم، درمانده ایم، تنهاییم...حتی اگردر طول روز؛ در قویترین ورژن خودمون باشیم.

دم پر من نپلک...

هوا گرمه، حوصله ندارم، کلی کار دارم، خوب نخوابیدم، تکه دندونم دیشب حین غذا خوردن شکست، ناراحتم، از نظر مالی هم الان ، من همون خیلیایی ام که همینشم ندارن... من و این همه خوشبختی محاله.😐

فلذا تا اطلاع ثانوی:

دم پر من نپلکید و دور و برم آفتابی نشین...🤪

با گرم تر شدن هوا لازمه تاکید کنم که...

حمام و عطر، قند ندارن
لطفا حذف نکنید!

مرسی اه ‌‌‌...

مذاکرات...

عراقچی گفته مذاکرات داره نهایی میشه
پاشید پنجره ها رو چسب بزنید.🫣😅

پ.ن:

متاسفانه باید بگم اصلا خنده هم نداره، تلخه.

دوبار وسط مذاکره؛ مگه ایران را نزدن!

#خنده تلخ

جام جهانی 2026...

واکنش سفارت ایران در غنا به کارشکنی‌های آمریکا در میزبانی‌ جام‌جهانی:

🔹فیفای عزیز،
شما میزبانی جام جهانی را به کشوری دادید که ورزشگاه‌ها را بمباران می‌کند، داوران را اخراج می‌کند، بازیکنان را بازداشت می‌کند، هواداران را از حضور محروم می‌کند و ورزشکاران را روی باند فرودگاه با سگ‌های بازرسی تفتیش می‌کند.

🔹شما خیلی ساکت بوده‌اید.نگرانتان هستیم. حالتان خوب است؟ اگر صدای ما را می‌شنوید، دو بار پلک بزنید.

زندگی...

پ.ن:

این منم 🤪

ما خانمها گاهی نیاز داریم به اینکه...

ما خانما گاهی نیاز داریم به اینکه...

یکی با لحن محسن چاوشی بهمون بگه:

عجب حلوای قندی تو...🙃😍

پ.ن:

دیروز تو خط واحد نشسته بودم یه خانومی کنارم بود اخلاقش تند بود و پشت تلفن با صدای بلند داشت صحبت می‌کرد نه که دعوا کنه ها نه تُن صداش بلند بود و نمیدونم دلش از دست کی پر بود؟ که البته شک اول میره به همسرش. بعد تلفن تموم شد قیافه ش داد میزد ناراحته و با مردم هم زیاد خوب برخورد نمیکرد‌‌‌...قیافه ش من را یاد یه خانومی افتاد چند سال پیش...

**********************

چند سال پیش:

روز مادر و زن بود من و سمیرا دوستم سوار خط واحد شدیم رفته بودیم خرید داشتیم برمیگشتیم خیابان‌ و بازار شلوغ و خط هم خیلی شلوغ بود به زحمت یجا را باز کردیم وایسادیم همون وسط اتوبوس و میله را گرفتیم، ایستگاه بعد یه خانوم جوان هیکلی وارد شداومد کنار ما وایساد همونجوریش جا کم بود.‌..یه دفعه دیدم سمیرا آروم در گوشم بهم میگه: ساغر این خانمه پاش گذاشته رو پام،میشه بهش بگی پاشو برداره؟! پام درد گرفت منم ناراحت شدم به خانمه گفتم: حواستون نبوده پاتون را گذاشتین روپای دوستم.

بدون هیچ عذرخواهی پاشو برداشت سمیرا آروم گفت:

راحت شدم.

همونجوری این سوال تو ذهنم بود چرا سمیرا خودش به خانمه نگفت و نجابت خرج داد؟! پیاده شدیم به محضی که پیاده شدیم گفتم: سمیرا تو پات درد گرفته نمیگی پاتو بردار؟!

گفت:

ساغر! قیافه شو ندیدی چقد صورتش برافروخته بود و موهاش پریشون ( راست می‌گفت موهای رنگ کرده ش هم ناجور تو صورتش ریخته بود) بعد ادامه داد: انگار شوهرش روز زن بهش کادو نداده این هم عصبانی و پرخاشگر شده. از استدلالش خنده م گرفته بود.😅

پ.ن:

۱_ آقایون عزیز و گرامی! کادو و گل و شیرینی نمیخرین هیچی، لااقل گاهی یادآوری کنین به خانمانون که:

عجب حلوای قندی تو🙃

۲_ ما گناه داریم بخدا، تو جامعه باهامون اینجور برخورد شه؛ پای سمیرا له بشه...تاوان شما را ما نباید بدیم که.😅

۳_ خدا صبرتون بده و همچنین خیرتون بده.

شبتون بخیر و در پناه خدای مهربون...

♥️🍃

و ای کاش
صلاح ما
میان آرزوهایمان
جا
خوش
کند.

بی ربط نوشت:

خسته ام، خسته...

کلاس بودیم بعد رفتیم خرید، نزدیک خونه رسیدیم تازه یادمون افتاد کیف پسرم تو کلاس جا مونده...دیر وقت بود و خسته ....دیگه برنگشتم بیارم.

فردا صبح حوصله م نمیشه برم دنبال کیفش ، کتابش هم تو کیفش بود، باید تا جلسه ی بعد تمریناتشو حل کنه...

اومدم روتخت دراز کشیدم... ظرفها توسینک نشسته...🥴

خدایا! قلب ما را خالی از عشق،

جیب ما را خالی از پول و

سینک ظرفشویی ما را پر از ظرف کثیف مپسند.

به این نتیجه رسیدم که...

آدمای این دوره زمونه نه سیرتو میتونن ببینن نه گرسنه بودنت را.

اگه از غم هات ت بگی برات غصه میخورن و اگر از شادیهات بگی و شادیهاتو ببینن باز هم غصه میخورن ایندفعه نه برای شما، بلکه برای خودشان.

پ.ن:

البته نه اینکه انصافا همه اینجوری باشن نه، ولی اکثریت همینن.

به این نتیجه

مردمان این زمانه...

داشتم با خواهرم حرف میزدم حرفمون رسید به اینجا که گفت: یه کلیپی دیده که یه عروس انگار تو عروسیش یک بچه ای گریه میکرده عروسه برمیگرده به مامان بچه و با بداخلاقی و تندی میگه بزن تو دهنش!

بعدش گفت: عروسهایی الان چرا دیگه واسشون مهم نیس؟! عروس میبینه داره فیلمش میگیرن و زیر نظره؛ اینقد بدرفتاری میکنه و بداخلاقه.

گفتم: الان اکثر مردم ما پرخاشگر شدند و عصبی انگار با همه دعوا دارند. خلاف میلشون را برنمی‌تابند.

پ.ن:

۱_دوستان ! من قبول دارم شرایط زندگیهای الان سخت شده و اعصاب مردم بهم ریخته هست؛ ولی بخدا مامانهای ما تو زمان جنگ ایران و عراق بودنا، زندگی میکردن ، ازدواج کردند، حامله شدند، بچه به دنیا آوردند...عروسیهاشون هم تو اوج جنگ بوده.

۲_ حالا دنیای واقعی که مردم پرخاشگر شدند و تندی می‌کنند هیچی... میاییم تو فضای مجازی چرا دیگه اینقد پرخاشگری و بددهنی؟!

تو واقعیت متاسفانه وقتی عصبی میشی کنترلی رو خود نداری همون لحظه یه چیزی میگی و حرص میخوری و بعدا پشیمون میشی (که اونجا هم بهتره سعه صدر داشته باشی و کظم غیظ کنی‌)

ولی تو فضای مجازی که فرصت داری برای جواب دادن میشه آروم شد بعد حرفمون را بزنیم نه؟!

درسته تو فضای مجازی خشونت فیزیکی نیست ولی وقتی چیزی برخلاف میلشون باشه خشونت کلامی بیداد میکنه.

۳_بیاموزیم که؛ قرار نیست برای هر چیزی که می‌بینیم یا میخونیم واکنش نشون بدهیم.

وقت های زیادی خیال کرده ام...

«وقت‌های زیادی خیال کرده‌ام از حجم غصه‌ای که پشت قفسهٔ سینه‌ام محکم‌تر و پرآشوب‌تر از قلبم می‌کوبد، خواهم مُرد!
ولی هیچوقت نمرده‌ام و هربار که سینه‌ام برای غم‌های بزرگتر، فراخ‌تر شد، یک صدا کنار گوشم زمزمه کرد:
أَلَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَك؟»

چه نزدیک است
جان تو به جانم...

♥️🍃♥️🍃♥️🍃

دوستان عیدتون مبارک...

♥️🍃

پروردگارا
وقتی مرا برکت میدهی
لطفا
خانواده و دوستانم را فراموش نکن

من دوست دارم همه ما برنده شویم....

♥️🍃

کنکور دختر بزرگه...

دختر بزرگم کنکور داره درسش خوبه ولی هم من و هم خودش استرس داریم بابت نتیجه کار و تلاشش.

من بهش باور دارم موفق میشه، کاش استرسش کم بود، در حین استرس داشتن خیلی آروم و مهربونه دخترم.🥰❤️

پ.ن:

خواب دیشب چی میشه؟! قشنگ بود با صدای اذان ازخواب بیدار شدم.

بعد از مدتها نوشتن در بلاگفا اینجوریه که...

دیدی موقعهایی که مدرسه میرفتی مخصوصا دبستان؛ سه ماه تعطیلی تابستان شروع می‌شد بعد که روز اول مهر میرفتیم مدرسه همون دوستای قدیمی پارسالتو میدیدی با اینکه خوشحال بودی از دیدنشون ولی اولش یکم دیر باهاشون اخت می‌شدی و نمیدونستی چی بگی.؟! یا معلم پارسالتو میدیدی خجالت میکشیدی؟

الانشم هم اگه یه دوست صمیمی اگه داشته بودی که دوستیتون مال سال‌های خیلی دوره ولی یه مدت طولانی همدیگه را ندیده باشین مث اون موقعهایی که صمیمی بودین باهم رفتار نمیکنین یکم مراعات میکنین. مخصوصا اگه خیلی وقت ار اون سالها گذشته باشه و نقطه اشتراکاتون کم شده باشه و یا از بین رفته باشه.

خواستم بگم الان که بعد از مدتها اومدم وب نمیدونم چی بگم.

فقط اینکه خوشحالم و خداروشکر که میبینم سالم هستین و تونستم دوباره ازتون خبری داشته باشم. بی‌خبری خیلی بد بود.

پ.ن:

۱_یاد بگیریم به چیزی عادت نکنیم و دلبسته نشیم چون همه چیزهای دنیوی فانی هستند.راستس من فک نمیکردم حالا حالاها بتونم تو بلاگفا بنویسم‌.

_ مجتبی تمسکی میگه:

برای نابود کردن هرچیزی تو دنیا کافیه بهش عادت کنی.

اگه به من بگن شکر گزاری چیه؟ میگم؛ : یعنی به ذهنت بفهمونی که به چیزی عادت نکنه.

۲_ احتمالا مث قبل مرتب تو بلاگفا فعالیت نداشته باشم.سرعتش کمه و از حوصله ی ما خارج.

۳_ دوستانی که کامنت دادند چه خصوصی چه عمومی ممنونم از احوالپرسیتون، اونهایی که تونستم وارد وبلاگتون بشم جواب دادم.بقیه متاسفانه نشد وارد وبلاگاتون بشم.

سلام...سلام...

♥️🍃

سلام دوستان عزیزم، حالتون خوبه؟

دلم واسه تون تنگ شده بود.

لطفا اگه اینجا را خوندین؛

بیایین و یه خبری از سلامتی خودتون بدین. ممنونم.

♥️🍃

بعدا نوشت:

به وبلاگ بعضی از دوستان نتونستم سربزنم، متاسفانه وبلاگاتون باز نشد واسه م.

یه چند تا وبلاگی که باز شد کامنت گذاشتم.