خلا...
اون طرف خلاهاشون آب نداره...😅
دو شب پیش، داشتم برنامهی قصههای جنابخان و هومن رو تماشا میکردم. جنابخان داشت چمدون سفرش به فرانسه رو به فرانسه میبست البته به کمک شاه حسینی و هومن اینا... لابهلای وسایلی که میخواست با خودش ببره، سه تا آفتابهی پلاستیکی هم گذاشته بود.😂
هومن با تعجب ازش پرسید:
جناب خان! اینا رو برای چی میبری؟! 😳
جنابخان هم خیلی جدی و با لهجهی شیرین خودش جواب داد:
هومن، اونجا خَلاهاشون آب نداره! 🤣
هومن هم بهش گفت:
جناب خان تو جوونی، بروزی! زشته میگی خَلا...بگو دستشویی😂
جناب خان هم میگه:
میدونُم ، میگم اونجا خلاهاشون آب نداره...😅
این فیلم را دیدم، ناخودآگاه یاد خاطرهای از آبجیم افتادم که مربوط به دوران دبیرستانش بود.
آبجیم تعریف میکرد زنگ تفریح بود و چند نفر از بچهها دور هم جمع شده بودن و داشتن درس عربی رو مرور میکردن. موضوع درس هم حروف اضافهی عربی بود: الی، فی، حتی، مُنذ و خَلا...
خلاصه، بچهها مشغول درس خوندن بودن که یکی از همکلاسیهاشون، که انگار اصلاً در جریان درس نبود، از اونجا رد میشه و فقط کلمهی خَلا به گوشش میخوره.
یهدفعه برمیگرده و خیلی جدی و اطواری گونه میگه:
بی ادبا خَلا چیه؟! ... دستشویی...
پ.ن:
_ خلاصه، چنانچه قصد سفر خارج و اروپایی داشتین در جریان باشیدکه اونجا خلاهاشون آب نداره.😅
آفتابه پلاستیکی فراموش نشود.🤣
_راستی اگه زبانشون هم یاد نگرفتین و بلد نیستین هیچ اشکالی نداره، کافیه بپرسین:
ایکس کیوز می
دبلیو سی😅🤭
_ دوستان عذر خواهی میکنم، عنوان پست رو من ننوشتم خلا، کار خود صفحه کلید بی ادب گوشیه که هوشمندانه کلمات آماده را خود بخود تایپ میکنه... آخه من نوشته بودم سرویس بهداشتی 😁😅